محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

174

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و فايدهء آن كه مفصل و محلّ انعطاف فخذ با ساق به سوى قُدّام واقع است ، چند امر است : يكى ، حسن [ و ] زيبايى . دوم ، سرعت قيام و قعود و ركوع و جُثُو - يعنى بر سر پا نشستن - و جلسهء قناعت . و ديگر ، دفع بعضى موذيات از پيش بدان ، و كناره نمودن بعضى اشياء از سر راه به سهولت و آسانى از زانو و قدم . [ فايده ] : و بدان كه بر سر هر نُتُو و برآمدگى كه بر مفاصل واقع است ، يك قطعه استخوان كوچك - كه يك طرف آن پهن و طرف ديگر آن كروى شكل [ است ] - اتّصال يافته ؛ براى : زيادتى تقويت و استحكام ، و [ نيز ] آن كه صدمه [ اى ] كه واقع شود ، بر آن واقع شود ، نه بر اصل استخوان ؛ چنان چه در تشريح « ساعد » ذكر يافت . امّا قَدَم : به فتح قاف و دال مهمله و ميم ، عبارت از مادون ساق تا انتهاى اصابع است . [ و ] مؤلَّف [ از ] بيست و پنج استخوان است : يكى از كعب ، و يكى از عَقِب ، و يكى از زُورَقى ، و يكى از نَردى ، و سه از رُسغ ، و پنج از مُشط ، و چهارده از بيخِ انگشتان ؛ بدين تفصيل : امّا « كَعب » - به فتح كاف و سكون عين مهمله و باى موحّده - كه به فارسى ، « شتالنگ » نامند ، موضع اتّصال قدم با ساق و واسطه ميان ساق و عقب و فوق عقب و تحت ساق است و محتوى است بر آن دو بر آمدگى « 1 » دو طرف قصبهء ساق . و در كعب ، از طرف بالا ، دو زايده و برآمدگى است كه در دو حفرهء ساقين - كبرى و صغرى - استقرار يافته . و دو برآمدگى ساقين از جانب اسفل ، براى استحكام آن‌اند . و از جانب خَلف ، در عَقِب ارتكاز و استقرار يافته . و طرف وحشى آن ، به عظم زورقى . و كعب انسان نسبت به كعب ساير حيوانات ، بلندتر . و اشرف عظام پا است در افادهء حركات .

--> ( 1 ) . الف : آن و برآمدگى .